نی لا
برخیز کودکم !
برخیز از بستر سرخت
بستری که سران بیرحم دنیا
برای تو گشوده اند
برخیز نازدانه ام
برخیز دخترکم !
برخیز تا لخته های خون را
از گیسوان زیبایت بشویم
تا بتوانم دوباره
آنها را شانه بزنم
و روبان های سفیدت را
بر آن ببندم
برخیز نازدانه ام !
گنجشکان کوچک حیاط
دانه هایشان را از دست تو می خواهند
و با چه غوغایی
نبودنت را فریاد میزنند
برخیز طفلکم !
که دوچرخه کوچکت بی سوار
در کنار دیوار
به انتظارت ایستاده
برخیز بهترینم
دل خانه تنگ صدای خنده های توست
و بغض پنجره
بدون تو هزار تکه شده است
برخیز پرستوی کوچکم
که جغد شوم صهیون
بر بالای لانه کوچک ما
هر صبح و شام
آواز مرگ می خواند
و جای چشم های اشک آلود تو
در این لانه نیمه ویران
چقدر خالیست ...
برخیز دخترکم ...

پ . ن .
وقتی ملیکا رو در خواب ناز نگاه می کنم ...
وقتی ملیکا رو در خواب ناز نگاه می کنم ...
وقتی ملیکا رو در خواب ناز نگاه می کنم ...
...
مُحرَّم...پس از احرام در حَرَم امن مَحرَم ترين...مُحَرَّم پس از مُحرِم شدن
آه...چه صفايي بود تو را یا حسین
عرفه را پشت سرنهاده اي و اينک روز به روز به سوي محبوبت نزديک تر مي شوي
خيمه گاهت در کربلا انتظار ورودت را مي کشد تا قدوم مبارکت را بر خاکش نهي٬
تا خاک کربلا تازه مفهوم پيدا کند...مقدس شود...ملکوت را بفهمد
منتظر صلابت عمه ی سادات ... منتظر عطش ...و منتظر دستان علمدارت
تا آنگاه مقدس شود و با خون اولاد زهراي مرضيه و علي مرتضي
غسل طهارت کند و طيب و طاهر شود
ذوالجناح لحظه به لحظه طاقت از کف ميدهد هرگاه از مرکبش به پايين مي آيي
احساس سنگيني مي کند وقتي تو را بر دوشش حس نمي کند
فقط با حضور توست که ملکوت را رايحه دلپذير اهل بيت را حس مي کند؛
نرم تر از وزش باد بر يال سپيدشتنها
دعاي( بانوی کربلا) : لیاقت ذکر نامشان را ندارم... ندارم
اين است که خدا خواب را بر چشمان اشکبار ذوالجناح حرام گرداند
تا لحظه اي از ديدنت غافل نشود و ماه جمالت را نبيند...حتي در روي مقتل
امان از دل بانو در آن هنگام ..آه ... یا حسین
<< لا رايت الا جميلا >>

آه... اي حسيناما تو شور لقاي حق را در سر داري و بس
مي داني چه خواهند کرد...همه را مي داني ...اما همه را حضرت دوست مي بيني و ديگر هيچ
...
آنقدر محو تماشا شده اي...آنقدر لذت ديدارش را عشق مي ورزي که دلت مي خواهد
همگان را در آن لذت ازلي و ابدي شريک گرداني
خارها را در کربلا از زمين با همين دستان مبارکت برمي چيني تا به همه بفهماني که
آه... اي فرزند آدم ... دلت را همچون کويرِ بي خار کن

بي غل و غش...بي پيرايه...پاک پاک...خارهاي ظلمات جهل انساني را بر کن
تا رد پاي فرزندان پيامبر رحمت را بر پهناي دلت حس کني
چه اگر خاري باشد هرگز احساس نخواهي کرد
خارها را برکَن تا رضايش را با چشم جان در يابي
هيهات...هيهات...کجاست ياري گري که ياريت کند؟
ندای " هل من یاصر" به گوش همه عالميان رسيده
از ملک تا ملکوت وجود را پر کرده...اما کيست که بشنود
تو حسيني...فرزند زهراي اطهر و اسد الله الغالب
ای پسر اقيانوس ، پيامبر ابدي عشق، چهارده قرن مي گذرد و هنوز
در شهر عشق و عزت و افتخار, سکه به نام تو مي زنند...
اصلا از آنروز که آرامش زخمي وجودت, عالمي را به آتش کشيد, عشق رنگ گرفت.
سرخ شد. به ميان خاک ريشه گرفت. بارور شد؛ عاشوراي تو جشن تولد اين عشق است.
جشن تولد آزادگي و شجاعت.

حکايت مکرر جانبازي و ايثاريست که با گذر اعصار و قرون هنوز کهنه نشده.
ولي نه, عاشوراي تو فراتر از حکايت و داستانست.
تقويم اين حماسه به دو سفر يکي به شوق وصال و ديگري در غم فراق, خلاصه نمي شود.
روز شمار اشک و آه و ناله و فغان نيست.
سر رسيديست که تا عصر ظهور بسته نمي شود.
عاشوراي تو حضور هست. هميشه بود. تا هميشه مي ماند. زنده است چرا که آواي
"هل من ناصر "
هنوز در گوش فلک مي پيچد.
عاشوراي تو پنجره ايست به خلوت خدا به وسعت همه تاريخ.
عاشوراي تو نه فقط مهم ترين روز تاريخ, بلکه همه تاريخ است.
اين است تعبير کل يوم عاشورايت اي حسين.
رشادت تو ...آبروی تاریخ است ...از خلقت آدم ... همه ی ادیان ... همه ی قلبها ...
این است که با کمال رو سیاهی ام ، سرم را بالا می گیرم ... به آسمان فخر م فروشم ...
دلم عزادار است و اشک ، امان میبرد... اما ، اما برایت "سبز" می پوشم ، سبز...
تو را اینگونه شناخته ام ... زنده ! با صلابت ! با افتخار ...
يا قديم الاحسان بحق الحسين ............................................................ .
خودت پر کن نقطه چين خواهشهاي دلم را که سراپا خواهشم و تا هميشه اميدوار.
۱. پ.ن.
وبلاگ (ملیکا ، فرشته ای از آسمان ) بروز شد :
۲. پ.ن.
امشب می خواهیم برای یک بنده ی خوب خدا ،
یک آلمانی تبار با دین و ایمان ( مسیحی و کاتولیک )
که مادرزاد ناشنوا هستن ... و قدرت گویششون خیلی ضعیفه ،
و امشب ...
شب عاشورا ...
برای شفا ، متوسل به باب الحوائج ، قمر بنی هاشم ، ابالفضل العباس (ع) شدن ، دعا کنیم .
اسمشون Ralf Engelman هست .

یاران نیکم :
Ralf Engelman ، محتاج دعای همه ی شماست ...
توی همه ی مجالسی که تشریف می برین ،
اگر امکان داشت لطفا به مداحین مجلس بگین "اسمشونو " اعلام کنن .
اسمشو ، تو همه ی مجالس حسینی و ابالفضلی ببرین .
اینو خودش از همگیتون خواهش کرده ...
Ralf ، امشب ذکر "یا ابالفضل " گرفته ...
و یک شمع ...هم نذر باب الحوائج کرده ...
Ralf ، از کسانی هست که به امام رضا (ع ) خیلی ارادت داره .
البته من با زبان قاصرم تا جایی که تونستم از اسلام حقیقی
و از کرامات اهل بیت علیهم السلام براشون تعریف کردم .
امشب دلش لرزیده ...
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ...
به امید روزی که Ralf Engelman ، مسلمان و شیعه بشه .
همه ی ما مطمئنیم که آقا ، باب الحوائج که دست رد به سینه هیچکسی نمیزنن ...
به امید روزی که از شفای کامل Ralf ، بنویسم .
روزی اسمش به یکی از اسامی ائمه علیهم السلام تغییر کنه ...
به زودی ...همین جا ...
... آمیین ...
۳. پ.ن.
لطفا ادامه مطالب را مطالعه بفرمایید :
ختم سوره ی واقعه تا شب سوم امام حسین ( ع )
ادامه مطلب

مطمئن باش که دوباره میسازمت ...
با قلبم ، با قلمم ، با مالم ، با جانم ، با عشقم با انگشتانم ...
ای زخم خورده خاک من ، سرزمین من ، جان من ، ایران من ...
دیوارهای خام و خسته فرو ریختند و من ، خرمای داغ فاجعه را گاز می زنم...
می دانم ،
خوب می دانم
هنوز از زخم هایت خون میچکد ...
شهرخاليست اما ، شرف نخل همانا باقيست
جام بشکسته ولي عشق ، بدست ساقيست
...

ـ و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح،
عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي)
و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است.
ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.»
ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.»
مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟»
ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند،
به او گويد: («باش») پس مي شود. اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم
و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»......
قرآن مجيد، سوره مريم آيات 16 تا ۲۲

سلام بر مریم عذرا ، بانوی بهشتی ، مادر مقدس ،
یا حضرت مریم ... شما را به لالا یی هایی که برای فرزند پاک و مقدستان زمزمه کردید ،
شما را به لحظات ناب عبادتتان که در مسجد الاقصی گذراندید ،
شما را به این روز مبارک و سپید ...
و لحظات سختی که در این روز بر شما گذشت ...
برای همه ی موحدین عالم ،
همه ی مسیحیان ،کلیمیان ، مسلمانان ، زرتشتیان و ... دعا کنید .
با انگشتان گره خورده و با چشمان مملو از اشک به آسمان نگاه کنید و برای ظهورعدل ،
عدالت و امنیت جهان
و
برای همه ی ما دعا کنید.
دعا کنید دیگر قلبهایمان در دین یکی شود ...
ای مادر مقدس
برای همه ی مادران و فرزندانشان ،
برای آرامش و موفقیت همه ی جوانان دعا کنید.

دعا کنید به زودی با ظهور حضرت مسیح (ع ) و حضرت مهدی ( عج ) ،
تمام دنیا پر از نور ، سپیدی ، آرامش عدالت و عشق شود .
دوستتان دارم ای مادر مهربان بهشتی ... ای هم نام من ...
برای همه ی یاران آسمانی ام دعا کنید.

میلاد حضرت عیسی مسیح (ع ) ، پیامبر عظیم الشان الهی ،
بر همه ی یاران آسمانی ام
بخصوص یاران آسمانی مسیحی و ارمنی ا م مبارک باد .
| Design By : Night Melody |


