تبليغاتX
… همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي ... چه زيان ترا كه من هم برسم به آرزويي ... همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا ... تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي ... بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت ... سر خم مي سلامت شكند اگر سبوئي ... نی لا

نی لا

 

 

 

 

 

 

 

هرگز

 

و

 

هرگز یادم نمی رود ...

 

11 سال پیش ...

 

 به همراه برادر کوچکم : محمد ماهان ، به پارک ... رفته بودیم.

 

با دیدن چهره ی آشنای استاد خسرو شکیبایی  ذوق زده نزد ایشان رفتیم و استاد با ما صحبت کرد

 

بدون این که ذره ای از حضور ما در همان سن وسال بچگی کم گفته باشد.  

 

با همان صدای مهربان ... با همان تلفظ خاص (ش ) ... با صدای سوت گنگ در کلامش...

 

آهسته دفتر یادداشتم را به دست محمد ماهان دادم واستاد برایمان نوشت :

 

 

 

 

 

 

 

خانه ی آخرتت سبز باشد استاد  !

 

سبز... سبز ...

 

 




نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت توسط م.گ.| |

 

          

 

 

ساقه های نیلوفری از پایه ‏های عرش  بالا رفته  و سریر  ولایت را به عطر وجود خود

آراسته ‏اند... 

تا  او بیاید  و بر تکیه ‏گاه  پوشیده از رازقی آن تکیه زند.

درون کعبه  چه غوغایی  است  امروز !

ملائک ،  بال  در بال  گستره  آسمان‏ها را پوشانیده‏ اند و جبرائیل  و میکائیل  و اسرافیل

حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند ! طنین نام او هلهله شادی ملائک است.

جام‏های افلاکی عاشقان به سوی او می ‏آیند و گیسوان سیاه شب به یمن وجود او

گل خنده‏های  نقره ‏ای را در میان آبشار آسمانی ‏اش  تقسیم می ‏کنند .

 

        

 

می شمارم :

 

اول نوبت یک هاست:

 

یا علی ! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد

و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.

یا علی ! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.

یا علی ! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.

یا علی ! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله  نماز خواندی.

یا علی ! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.

یا علی ! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظه‌ای به خدا شرک نورزید.

یا علی ! تنها تویی که در خانه کعبه، پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و

بت‌ها را شکست.

یا علی ! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.

یا علی ! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله

به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.

یا علی ! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود.

یا علی ! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را،پسران رسول خدا ( ص ) خواند.

یا علی ! تنها تو درِ قلعه خیبر را از جا برکندی؛ در حالی که عده زیادی

یا علی ! تنها تو درِ قلعه خیبر را از جا برکندی؛ در حالی که عده زیادی

توان جابجا کردن آن را نداشتند.

یا علی ! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفربر پیشواییت،

اقرار و بیعت گرفت... و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.

یا علی ! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت.

یا علی ! تنها تویی که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار می‌گیرد.

یا علی ! تنها تویی که در مورد قاتلت سفارش کردی :خوراکش را خوب و بسترش را نرم

کنید ،از غذای من به او بخورانید و از آن چه می‌نوشم به او بنوشانید.

 

یک‌های تو تمام نشدنی است!

 

 

 

       

 

 

 

حالا فقط چند تا از دوها :

 

  

یا علی ! تو آنی که جز دو کس: خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله تو را نشناخت.

 

یا علی ! تو و پیامبر صلی الله علیه و آله دو پدر امت هستید.

 

یا علی ! هنگامی که بین دو کار قرار می‌گرفتی، سخت‌ترین آن دو را بر می‌گزیدی.

 

یا علی ! تو پدر دو سرور جوانان بهشتی.

 

یا علی ! تو یکی از آن دو امانت گرانبهایی هستی که پیامبر صلی الله علیه و آله

 

در بین امت بر جای نهاد، تا به وسیله آن از گمراهی نجات یابند.

 

یا علی ! درِ خانه تو و رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها دو دری بودند که

 

به مسجد باز می‌شدند؛  در حالی که سایر درها اجازه باز بودن نیافتند.

 

یا علی ! تو همانی که ضربت شمشیرت در جنگ خندق، برتر از عبادت

 

دو گروه انس و جن شمرده شد.

 

یا علی ! تو را جمع اضداد خوانده‌اند؛ جنگاوری و مهرورزی،سخاوت و قناعت،

 

عبادت و سیاست، زهد و تلاش ...

 

آیا پایانی برای این شمارش هست؟

 

 

دوهایت هم بی انتهاست...

 

 

        

 

 

یا علی ! تو در سه سالگی به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله منتقل شدی

و سومین نفر آن خانه بودی.

یا علی ! تو و اهل خانه‌ات بزرگوارانی هستید که سه روز متوالی، با گرسنگی روزه گرفته،

افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدید.

یا علی ! پیامبر فرمود: سه چیز به تو عطا گردیده که به من داده نشده:

 پدر همسریی چون من،همسری چون فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین علیهم السلام .

 

...باز هم بشمارم...

 

     

 

   

 

خجسته میلاد با برکت حضرت علی علیه السلام

 

آبروی اهالی زمین و آسمان

 

یاور محرومان و  پدر یتیمان

 

مظهر عدالت و شجاعت عالمیان

 

طبیب دردمندان

 

مقتدای تمام جوانمردان

 

معشوق الله

 

ساقی کوثر

 

فاتح خیبر

 

امیرالمومن

 

حیدر...

 

و روز پدر بر تمام یاران آسمانی ام مبارک باد.

 

دست  پدران بزگوار  را می بوسم.

 

و بر پاهای پدر نازنینم بوسه می زنم.

 

 

 
 

 

 

 

 

پ. ن.

 

این تصویر ارزشمند مینیاتور با نام ( مولود کعبه ) اثر استاد  محمود فرشچیان  هدیه  به شما عاشقان  مولا

 

 

 

          

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت توسط م.گ.| |


می دونی می خوام کجا برم

 

می خوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم

 

اونجا که گنبدش طلاست

 

با کفتراش پر بزنم

 

دوسش دارم امامم

 

 در خونشو در بزنم

 

بعضی شبا تو خونمون

 

بابا به مادرم میگه

 

میخوام برم امام رضا

 

بخدا دلم تنگ دیگه

 

بابام میگه امام رضا

 

مریضا رو شفا میده

 

دوای درد مردمو از طرف خدا میده

 

میخوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم

 

توحرم امام رضا نماز حاجت بخونم

 

بهش بگم امام رضا

 

مریضارو شفا بده

 

دوای درد مردمو از طرف خدا بده

 

آقاجون می خوام بیام به مشهدت

 

به طواف کفترای گنبدت

 

براشون یه کیسه گندم بیارم

 

خبر از دردای مردم بیارم

 

بهشون بگم برام دعا کنن

 

اونقدر تا که تورو رضا کنم

 

...

 

برای شفاء بابا مرتضی  من  دعا کنی

 

...

 


 


 

پدرم

 

باز می شود تو را بهانه کرد

 

بهانه نفس تویی

 

تویی که سرشاراز طراوت مریم هایی هستی که بوی عشق میدهند

 

پدرم

 

باز می شود  به تو اشاره کرد

 

تویی که تکرار عشق در نبض زمانی

 

شباهت تو با ماه آسمان اینست

 

هر دو از آسمان هر دو مهربان و هر دو چون دریا بیکران...

 

پدرم ...

 

 


 

الهی : ایا ک نعبد و ایاک نستعین

 




 

پ . ن.

شعر : زنده یاد آقاسی

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت توسط م.گ.| |

 

 

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

تأ سف

 



نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت توسط م.گ.| |

 

 يک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي

 مي کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند.

 

نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند. يه روز نوه اش پرسيد :

پدربزرگ من هر دفعه سعي مي کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمي فهمم و چيزي را که نفهمم زود

 فراموش مي کنم و کتاب را مي بندم ! خواندن قرآن چه فايده اي دارد؟


پدر بزرگ به آرامي زغالي را داخل بخاري گذاشت و پاسخ داد : اين سبد زغال را بگير و برو

 از رودخانه براي من يک سبد آب بياور.

پسر بچه گفت : اما قبل از اينکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهاي سبد بيرون مي ريزد!

پدر بزرگ خنديد و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهي بود دفعه بعد کمي سريعتر حرکت کني."

و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعي خود را بکند .
پسر سبد را آب کرد و سريع دويد ، اما سبد خالي بود قبل از اينکه او به خانه برگردد.

در حالي که نفس نفس مي زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در يک سبد غير ممکن بود و رفت که در عوض يک سطل بردارد .
پيرمرد گفت : "من يک سطل آب نمي خواهم ، من يک سبد آب مي خواهم ، تو فقط به اندازه کافي سعي خود را نکردي ..."

 

 

و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند . اين بار پسر مي دانست که اين کار غير ممکن است ،

اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سريعتر بدود باز قبل از اينکه به خانه باز گردد

آبي در سبد وجود نخواهد داشت .

 پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دويد ، اما وقتي که به پدربزرگش رسيد سبد دوباره خالي بود.نفس نفس زنان گفت : " ببين، پدربزرگ ، بي فايدست .

 پيرمرد گفت : "باز هم فکر مي کني که بي فايدست ؟ به سبد نگاه کن."

پسر به سبد نگاه کرد و براي اولين بار فهميد که سبد فرق کرده بود ، سبد زغال کهنه و کثيف حالا

به يک سبد تميز تبديل شده بود؛ داخل و بيرون آن.

 پسرم ، چه اتفاقي مي افتد وقتي که تو قرآن مي خواني . تو ممکن است چيزي را نفهمي يا به خاطر نسپاري

 اما وقتي که آن را مي خواني تو تغيير خواهي کرد؛ باطن و ظاهر تو .

 اين کار الله است در زندگي ما...

 

 




نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت توسط م.گ.| |

Design By : Night Melody