نی لا

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و

پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری،
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که
اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی
نفس که مي کشم ، با من نفس مي کشد .قدم که برمي دارم، قدم برمي دارد.
اما وقتی که می خوابم ، بيدار می ماند تا خوابهايم را تماشا کند.
او مسئول آن است که خوابهايم را تعبير کند.او فرشته من است، همان موکل مهربان.
اشک هايم را قطره قطره می نويسد.
دعاهايم را يادداشت می کند.
آرزوهايم را اندازه می گيرد و هر شب مساحت قلبم را حساب مي کند و وقتی که مي بيند دلتنگم ، پا در ميانی مي کند و کمی نور از خدا مي گيرد و در دلم مي ريزد،تا دلم کوچک و مچاله نشود.
به فرشته ام ميگويم:از اينجا تا آرزوهای من چقدر راه است؟من کی به ته روياهايم ميرسم؟مي گويم:من از قضا و قدر واهمه دارم.من از تقدير ميترسم.از سرنوشتی که خدا برايم نوشته است.من فصل آينده را بلد نيستم.از صفحه های فردا بيخبرم.
ميگويم:کاش قلم دست خودم بود....کاش خودم سرنوشتم را مینوشتم.....
فرشته ام به قلم سوگند مي خورد و آن را به من مي دهد و مي گويد:بنويس...
هر چه را که مي خواهی... بنويس که دعاهايت همان سرنوشت توست...
...تقدير همان است که خودت پيشتر نوشته ای...
شب است...
...فرشته ها پايين آمده اند و تا پگاه درود است و سلام.قلم در دست من است
و مي نويسم...
...مي دانم که تا پيش از طلوع آفتاب تقديرم را خدا به فرشته ام خواهد گفت...

| Design By : Night Melody |



